"ويژگي چهارم"

ازالگوي پيروزي پيروزي پيروي ميكند

 

6الگوي كنش متقابل انسان

1-پيروزي-پيروزي           2پيروزي-شكست

3-شكست-پيروزي          4شكست-شكست

5-پيروزي               6-پيروزي ياعدم انجام كار

اين اصل5-بعد به هم وابسته زندگي رادربرمي گيرد

1شخصيت2-روابط3-توافقها 

4-فرايند5-شيوه هاي حمايتي

1-شخصيت:3نشانه شخصيتي وجوددارد:

الف)صداقت ب)بلوغ كمال ج)وفور ذهنيت

2-روابط:بدون داشتن اعتمادنمي توانيم داراي روابط

 متقابل وخلاقيت واقعي باشيم

3-توافقها:

الف)نتايج خواسته شده ب)راهنما ج)مسئوليت 

د)پيامدها ه)منابع

4-شيوه ها:دركاروتجارت مديران مي توانند

شيوه هاي حمايتي خودرابراي ايجاد گروهي ازافرادكار

امد وموفق با يكديگرتلفيق ومتحد كنند

5-فرايندها:

1-اول مسئله راازديدطرف مقابل بررسي كنيد2-مسايل

راجداي موقعيت افرادبشناسيد3-راه حل قابل قبول

۴-به تعيين وشناخت فرصتهابراي ان بپردازيد

 

"  ويژگي پنجم " "نخست آنها به درك ازيكديگر مي پردازند"

1-گوش دادن ازروي صميميت2-تشخيص پيش ازتجويز

3-ديگران بايدشمارابشناسند به عنوان مثال

(درمحيط خانه به حرف تك تك انها گوش دهيد)

 

"ويژگي ششم"

 "همكوشي دارند"   "اصول همكاري موفق"

"درتعريفي ساده  يعني كل از اجزاي ان بزرگتراست

يا يك بعلاوه يك ميشود3يابيشتر

 

" همكوشي منفي"

يعني افرادباحرف زدن زياد وفرصت حرف نزدن به

ديگران مي خواهند حرف خودرابه كرسي

بنشانندوافرادرازيرنفوذخود دراورند

 

"ارزش گذاري اختلافات"

پايه واساس همكوشي است.يعني جهان ونگرش ان

نبايد براي من تنهاباشد بلكه براي ماباشد

 

 بخش  چهارم

"ويژگي هفتم"          "به تجديدقوامي پردازند"

فرض كنيد به ديدن شخصي كه مشغول بريدن درخت است برويد و وقتي به انجا ميرسيدبه او بگوييدچرا چنددقيقه اي استراحت نمي كنيد واره تان راتميزنميكنيد.مطمئناكارتان سريعتر پيش ميرور.واوبگويد:

من وقت تميز كردن اره راندارم

ويژگي هفتم به تيزكردن اره باز ميگردد اين ويژگي ديگرويژگيهارادربر گرفته زيرافرصت انجام ديگرمواردرافراهم ميسازد

"4 بعد تجديدقوا"

ويژگي هفتم موجب تجديد قوادر4بعد-جسمي-روحي-فكري-واجتماعي يا عاطفي درانسان ميشود

1-بعدجسمي:اين بعدبه مسائلي همچون تغذيه مناسب.استراحت كافي و ورزش توجه دارد

2-بعدروحي:موجب تقويت رهبري درزندگي ميشودوتاحدزيادي بادومين

خصلت(پيش گفته)ارتباط دارد(تفكردركتب اسماني.مجذوب موسيقي شدن)

3-بعد فكري:بيشتررشدفكري ونظام مطالعاتي ماازاموزش رسمي نشات

ميگيرداماپس ازپايان مدرسه مطالعه جدي نداريم

نويسندگي نيزازراه هاي تقويت بعد فكري است نگارش خوب يابرقراري

ارتباط باانديشه هاومتفكران ازديگرراه هاميباشد

4-بعداجتماعي:بعداجتماعي عاطفي مابه هم پيوندخورده است زيرازندگي

عاطفي مادروهله اول درارتباط باديگران گشترش مييابدواشكارميشود

واين كاررامي توانيم درارتباط روزانه انجام دهيم.شخصيتي مذهبي گفته:

خدمت به ديگران كرايه اي است كه ما به دليل امتيازداشتن زندگي روي زمين مي پردازيم

"تعادل درتجديد قوا"

سازمان وافرادي كه به هريك ازاين 4موردتوجه خاصي نشان مي دهند

درواقع چارچوب استئارومحكمي رادرزميته تعادل اين ابعاد 4گانه ايجاد نموده اند

"همكوشي درتجديد قوا"

كليه تلاشهايي كه به منظور تجديد قوادرهريك ازاين4بعدانجام ميدهيد

تاثيرمثبتي درابعاد ديگرداردزيرااين ابعادداراي ارتباط تنگاتنگي با هم هستندسلامتي جسمي شمابرسلامت فكري وتوان روحي برتوان اجتماعي تاثير ميگذارد.هنگامي كه دريك بعدترقي مي كنيد توانايي شما درديگر ابعادنيزافزايش مي يابد

همانگونه كه بعد جسمي خود رااحياميكنيد برداشت وتصورشخصي شما تقويت مي شودازادي عمل پيداميكنيدبجاي اينكه موردعمل واقع شويد

درپاسخ دادن به محرك وانگيزه ازادي عمل برخوردارمي شويد واين شايدسودمندترين ويژگي بعدجسمي باشد

همانطوركه بعدروحي خودرااحياميكنيدرهبري فردي شما تقويت ميشود وبااحياي بعدفكري مديريت فزدي شما تقويت ميشودوسرانجام بااحياي بعداجتماعي-عاطفي شماقدرت فردي كسب مي كنيدتابرروي چرخه نفوذ خودتمركزپيداكنيد

                                        

 

"حلقه مارپيچ صعودي"

 

به منظورپيشرفت مداوم درگرداين حلقه مارپيچ بايدعاملي كه اين حلقه مارپيچ راهدايت ميكند بشناسيم.

اين عامل وجدان بشري است من بر اين باورهستم كه همانطوركه برپايه اين حلقه پيش ميرويم بايددر

زمينه تجديدقوابهاموزش وپيروي ازوجدان خويش به پردازيم وتلاش نماييم.

 

"وجودوجداني پرورش يافته انسان رادرمسيرازادي فردي-امنيت-دانايي-و توانايي رهنمون ميسازد

حركت دراين مسير نيازمند3عامل:

آموختن-عمل وتعهداست خودرافريب داده ايم اگر فكركنيم كه هريك ازاين3عامل براي صعود كافي است

 

 

 

 

بخش پاياني كتاب:

 

"مروري برالگوي "درون-بيرون"

شكاف يا فاصله اي ميان محرك وپاسخ

وجودداردوكليدموفقيت وخوشبختي مابه نحوي درپر

كردن اين شكاف بستگي دارد گاهي دچاراشتباه ميشويم

واحساس بدي به مادست ميدهددراين صورت اگراصل

پيروزي فردي رامدنظرداشته باشيم وبراسا الگوي درون

-بيرون عمل كنيم به نتايج دلخواه دست مييابيم.

همچنانكه بذررادرزمين ميكاريم وباشكيبايي ازان

محافظت مي نماييم سرانجام به پيامد ان كه يك زندگي

ايده ال وموفق است نائل مي آييم دراينجابه

گفته "امرسون"اشاره كنيم:

"اينكه مادرانجام كاري ايستادگي مي كنيم وانجام ان

ساده ترميشودبه اين معناست كه ماهيت دشواران كار

 تغيير نكرده بلكه تواناييهاي ما افزايش يافته است"

باتمركززندگي خويش براصول درست وايجاديك

كانون متعادل ميان انجام كاروافزايش تواناييهاي

خويش مي توانيم به تقويت خوددرجهت ايجاد يك

زندگي آرام-موفق ومفيد بپردازيم.

 

 

 

 

 

 

 

"يادداشت پاياني نويسنده"

اصول درست قوانين طبيعي هستند كه سرچشمه ان و

نيز وجدان بشري خداونداست.معتقدم تاهنگامي كه

انسانها به همراه وجدان الهام بخشخويش زندگي كنند

 مي توانند رشدوتكامل كنندواگرچنين نكنند نمي -

توانند ازمرحله حيوانيت پارا فرا نهند .

انسان داراي استعدادهايي است كه دست قانون وتربيت

 به انها نمي رسندوتنهاقدرت خداونداست كه بر

آن تسلط دارد.ماموجودبشري نيستيم كه داراي

تجربه روحاني باشيم بلكه موجودي روحاني هستيم

كه داراي يك تجربه بشري هستيم به قول"T.S.ELIOT"

كه دراين زمينه جمله اي زيبا دارد:

ما نبايدازاختراعات واكتشافات دست برداريم بااين

حال درپايان تمام اكتشافات واختراعات به جايي ميرسيم

كه ازابتدا آغازكردهايم.