هفت ویژگی افراد موفق (استیون کاوی) قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحيم
خلاصه كتاب هفت ويژگي افراد موفق نوشته استيون كاووي
توانائي يك الگو:هر يك از ما نقشه هاي بسيار زيادي در ذهن خويش داريم كه ميتوانيم آنرا به دو دسته اصلي تقسيم كنيم.
ا-واقعيتها 2-ارزشها
ديد ما به اشيا و مسائل پيرامون خويش به گونه اي است كه به سادگي تصور ميكنيم همان ديد واقعي است يا بايد اينگونه باشد.در صورتيكه ديد ما به اشيا و مسائل سرچشمه شيوه تفكر ماست.
ما جهان هستي را ميبينيم اما نه آنگونه كه هست بلكه آنگونه كه خودمان هستيم و يا نسبت به آن شرطي شده ايم.هنگامي كه ميخواهيم آنچه را كه ميبينيم توصيف كنيم در حقيقت خود و پيش تصورات و برداشتهاي خويش را توصيف ميكنيم.
هنگامي كه ديگران با ما در مورد مساله اي مخالفت ميكنند فورا به اين فكر ميرسيم كه آنها اشتباه ميكنند اما همانگونه كه توضيح داده شد هر كسي از يك منحصر به فرد به مساله نگاه ميكند.
تغيير الگوي نگرش و رفتاررا ميتوانيد تمرين نمائيد به اين ترتيب كه در برخورد با افرادي كه هم نظر شما نيستند به خود تلقين كنيد ممكن است اين شخص از دريچه شخصي خود حتما دلائلي براي اثبات نظر خود دارد و با او در اين زمينه به گفتگو بپردازيد.
اصل شخصيت راهي ساده و سريع براي نائل شدن به موفقيت فردي است به مفهوم ثروتمند شدن بدون كار كردن است.در طول زندگي مراحلي سلسله وار از رشد و تحول وجود دارند . يك كودك ابتدا مياموزدكه بغلتد سپس بنشيند – دست و پا بزند و آنگاه راه برودو بعد هم بدود و نميتوان مرحله اي را از اين ميان حذف كرد.اين مثال براي زندگي نيز صادق است و در همه جوانب پيشرفت اين گونه است.خواه آن يادگيري پيانو و يا برقراري ارتباط با همكار خود باشد.
ما اين اصل را در مورد مسائل مادي باور داريم و ميپذيريم اما درك آن در مورد مسائل عاطفي و احساسي و روابط انساني حتي شخصيت فردي تا اندازه اي نا معمول و مشكل است حتي در صورت درك و شناخت آن پذيرش و زندگي كردن هماهنگ با آن كاري دشوار است.
ما گاهي در پي يك كاهش هستيم و انتظار ما اين است كه توانائي حذف برخي از اين گامها و مراحل مهم و اساسي را به منظور صرفه جوئي در وقت و كار داشته باشيم.به عنوان مثال اگر يك بازيكن متوسط تنيس باشيد و بخواهيد در سطحي بالاتر بازي كنيد نتيجه چه خواهد بود؟آيا صرفا تفكري مثبت ميتواند به شما اين توانائي راببخشد تا در برابر يك بازيكن حرفه اي تنيس بازي كنيد؟
پاسخ به اين سوال كاملا روشن و ساده است به اين معني كه تخطي و چشم پوشي و يا حذف هر يك از اين مراحل رشد و ترقي نا ممكن است اين كار مغاير با طبيعت است و تلاش براي حذف هر يك ازاين مراحل نتيجه اي جز شكست نخواهد داشت.
براي برقراري ارتباطي محكم با همسر شوهر فرزندان و دوستان يا همكاران بايد ياد بگيريم به حرف آنها گوش دهيم و اين كار نيازمند قدرت توان عاطفي بالائي است.
گوش دادن مسائلي چون:صبر و شكيبائي يكرنگي و صداقت و تمايل براي درك و تفاهم را در بر ميگيرد.
اين كار بسيار ساده است(گوش دادن)كه از يك سطح پائين عاطفي آغاز كنيم و پندهائي از سطوح بالاي عاطفي بدهيم.
مشكل اصلي :
شيوه اي ست كه ما به عنوان مشكل به آن مينگريم...
بطور مثال من تازه ازدواج كردم اما زندگي ساده و بي روحي دارمالبته جنگ و دعوا ميان ما نيست اما موضوع اينست كه بهم عشق و علاقه اي نداريم.حتي پيش مشاور خانواده هم رفته ايم اما هيچ يك سودي نداشته و به نظر ميرسد كه نميتوانيم ديگر مثل سابق همديگر را دوست داشته باشيم.حال چه بايد كرد؟
اصل شخصيت اينطور به من ميگويد كه كتابها و يا محلهائي وجود دارد كه افراد به وسيله آن تا حدودي مشكلشان برطرف ميشود.اما آيا اين احتمال وجود دارد كه مشكل اصلي همسرم نباشد؟
ممكن است من تقويت كننده ضعف و ناتواني همسرم باشم؟
آيا برداشت خاص در مورد همسرم-ازدواج-و يا حتي خود عشق دارم؟
-آيا ميتوانيد مشاهده كنيد كه چگونه الگوهاي شخصيت بر شيوه اي كه ما به مشكلاتمان نگاه ميكنيم و نيز بر شيوه اي كه در صدد حل آن هستيم تاثير ميگذارند.
سطح تازه اي از فكر:
آلبرت انيشتن ميگويد مشكلات مهمي كه ما با آن روبرو هستيم قابل حل نخواهد بود اگر با همان ميزان تفكري كه مشكلات بروز كرده اند در صدد حل آن باشيم.
ما نيازمند سطح تازه و عميقتري از فكر هستيم.الگوئي كه بر پايه اصولي استوار باشد كه بدرستي محدوده واكنش موثر انسان را بمنظور حل اين مشكلات مهم مشخص كند.
اين سطح تازه از تفكر موضوعي است كه اين كتاب به آن ميپردازد...
الگوي (درون – بيرون)به معناي اين است كه نخست از خود آغاز كنيد.
الگوي درون – بيرون به ما ميگويد كه موفقيتها و پيروزي هاي فردي مقدم بر موفقيتهاي عمومي است و اين اصطلاح اشاره ميكند كه نخست قولهائي به خود بدهيم و به آن عمل كنيم و سپس در مرحله بعدي به ديگران قول بدهيم...
من بر اين باورم اصولي كه در اين كتاب آمده در وجود همه ما هست فقط بايد آنرا شناخت و پرورش دادبه اين ترتيب كه ياد بگيريم و بگونه اي ديگر بيانديشيم و الگوهاي خود را با سطح تازه تر وفق دهيم.
ما نميتوانيم دروازه فرد ديگري را از راه جاذبه هاي احساسي عاطفي و يا بحث باز كنيم
اگر تصميم داريد كه دروازه تحول خود را به منظور درك واقعي زندگي با اصولي كه در اين هفت ويژگي ياد شده باز كنيد به شما اطمينان ميدهم كه مسائل تازه و خوشايندي در زندگي شما روي خواهد داد...
نخست اينكه رشد شما تكاملي خواهد بود با اين حال اثر آن بسيار پر شتاب و انفجاري خواهد بود.
پيامد گشودن دروازه تحول براي سه ويژگي نخست(پيروزي فردي) افزايش اعتماد به نفس است شما به مرحله اي ميرسيد كه ميتوانيد خود را عميق تر بشناسيد و به ارزشهاي واقعي خويش پي ببريد.
برداشت شما از خويش منوط به تصور ديگران از شما و يا به مقايسه خود با ديگران نخواهد بود و بر عكس درميابيد وقتي توجه كمتري به آنچه ديگران درمورد شما فكر ميكنند داريد ميتوانيد به تصوري كه ديگران در مورد خويش و جهان خويش دارند پي ببريد كه البته اين رابطه شما با آنها را نيز در بر ميگيرد.از آن پس شما ديگر زندگي عاطفي و احساسي خود را بر اساس ضعف و ناتوانيهاي ديگران بنا نميكنيد.
سه ويژگي بعدي نيز به روابط شما با افراد بر ميگردد و آنرا عميقتر و محكمتر مي سازد.
ويژگي هفتم شش ويژگي نخست را تقويت ميكند از اين راه ميتوانيد نيروئي مضاعف بدست آوريد.